دست درگسلیدن
به معنای مالیدن دستها به یکدیگر است که معمولاً برای گرم کردن دستها یا به عنوان علامتی از انتظار و هیجان به کار میرود.
مترادفها
جدا شدن، گسستن
جمله سازی با دست درگسلیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها تحمل سختیهای بیپایان و ناعادلانه، بالاخره تصمیم گرفت از آن جامعه خشک و سنتی به طور کامل دست درگسلیدن را انتخاب کند.
💡 سیاستمدار جوان با اعلام استعفای خود، تلاش کرد تا با دست درگسلیدن از حزب قدیمی، مسیر جدیدی را برای فعالیتهای سیاسی خود باز کند.
💡 گاهی اوقات لازم است انسان برای حفظ سلامت روان و آرامش درونی خود، از روابط سمی و آسیبزا با دیگران دست درگسلیدن داشته باشد.