دست برپیچیدن
اصطلاحی غیررسمی که به معنای تغییر مسیر دادن یا کنار کشیدن از یک موضوع یا مسئله است. معمولاً وقتی کسی دست برپیچید، یعنی از ادامه دادن کار یا مبارزه منصرف شده است.
مترادفها
فریب دادن، پیمان شکستن، زیر پا گذاشتن
متضادها
وفادار بودن، پایبند بودن، عهد نگه داشتن
جمله سازی با دست برپیچیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دولت نباید در برابر مشکلات اقتصادی موجود دست برپیچد و باید با سیاستهای حمایتی مناسب، شرایط زندگی مردم را بهبود بخشد.
💡 اگر در میانه مسیر رسیدن به اهداف بزرگ زندگی خود از چالشهای پیش رو دست برپیچید، هرگز نخواهید توانست به موفقیتهای چشمگیری که در رویاهایتان داشتید برسید.
💡 او تصمیم گرفت که از مسئولیتهای سنگینی که بر دوش دارد دست برپیچد و برای مدتی کوتاه به زندگی آرام در روستا و دور از هیاهو بازگردد.