بستن دست کسی
محدود کردن قدرت، اختیار یا توانایی انجام کاری. گاهی هم به معنای جلوگیری از دخالت یا عمل آزادانهی فرد در یک موضوع است.
مترادفها
مهار کردن، بازداشتن، محدود کردن
متضادها
آزاد کردن دست کسی
محدود کردن قدرت، اختیار یا توانایی انجام کاری. گاهی هم به معنای جلوگیری از دخالت یا عمل آزادانهی فرد در یک موضوع است.
مهار کردن، بازداشتن، محدود کردن
آزاد کردن دست کسی