بستن دست کسی
محدود کردن قدرت، اختیار یا توانایی انجام کاری. گاهی هم به معنای جلوگیری از دخالت یا عمل آزادانهی فرد در یک موضوع است.
مترادفها
مهار کردن، بازداشتن، محدود کردن
متضادها
آزاد کردن دست کسی
جمله سازی با بستن دست کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیاستهای اقتصادی سختگیرانه و افزایش ناگهانی نرخ تورم، باعث بستن دست کسی در مدیریت هزینههای خانوار و مدیریت صحیح بودجه شده است.
💡 عدم همکاری سایر اعضای تیم در اجرای این پروژه بزرگ، عملاً باعث بستن دست کسی در پیشبرد سریعتر امور و رسیدن به اهداف تعیین شده شد.
💡 در آن شرایط بحرانی و با کمبود شدید منابع مالی، دولت با تصمیمات ناچارانه، با بستن دست کسی در اجرای برنامههای توسعه روبهرو شد.