برقرار ماندن
ادامه یافتن، پایدار و استوار باقی ماندن، و از بین نرفتن یک وضعیت یا رابطه. مثلاً «رابطهشان برقرار ماند» یعنی آن رابطه همچنان ادامه پیدا کرد.
مترادفها
تداوم داشتن، پابرجا بودن، استمرار داشتن
متضادها
از بین رفتن، ناپدید شدن، متوقف شدن، فروپاشی