برعهده گرفتن پذیرفتنِ مسئولیتِ کاری، وظیفهای، یا کاری را به عهده گرفتن. تصویر معنی برعهده گرفتن مترادفها مسئولیت پذیرفتن، متعهد شدن متضادها رها کردن، واگذار کردن کلمات مرتبط بر دوش گرفتن گزارش محتوای نامناسب