برجای گذاشتن
بهجا گذاشتن، باقی گذاشتن، یا ایجاد کردنِ اثر، نتیجه، ردّ، یا نشانه.
مترادفها
باقی گذاشتن، به جا گذاشتن
متضادها
برداشتن
جمله سازی با برجای گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در حین سفر طولانی خود به مناطق دورافتاده، آثار و یادگاریهای بسیار ارزشمندی را برای نسلهای آینده در آن سرزمینهای زیبا برجای گذاشت.
💡 شرکتهای بزرگ صنعتی باید همواره تلاش کنند تا اثرات مخرب زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای خود را در طبیعت برجای نگذارند و مراقب محیط باشند.
💡 نویسندگان بزرگ با استفاده از کلمات تاثیرگذار خود، همیشه پیامهای عمیق و الهامبخش را در ذهن و قلب خوانندگان خود برای همیشه برجای میگذارند.