برجای گذاشتن بهجا گذاشتن، باقی گذاشتن، یا ایجاد کردنِ اثر، نتیجه، ردّ، یا نشانه. تصویر معنی برجای گذاشتن مترادفها باقی گذاشتن، به جا گذاشتن متضادها برداشتن کلمات مرتبط میراث گذاشتن گزارش محتوای نامناسب