بر هم پیچیده
یعنی درهمتابیده، آشفته، پیچخورده یا نامنظم. این صفت معمولاً حالتِ نتیجهی «بر هم پیچیدن» را نشان میدهد.
مترادفها
درهمتنیده، پیچیده
متضادها
ساده، مرتب، گرهگشوده
یعنی درهمتابیده، آشفته، پیچخورده یا نامنظم. این صفت معمولاً حالتِ نتیجهی «بر هم پیچیدن» را نشان میدهد.
درهمتنیده، پیچیده
ساده، مرتب، گرهگشوده