منتظر مانده
در حالت انتظار باقیمانده؛ یعنی کسی یا چیزی که هنوز به نتیجه یا حضور مورد نظر نرسیده است. این صورت، معمولاً شکلِ گذشتهنمایی از «منتظر ماندن» است.
مترادفها
چشمبهراه، در انتظار، منتظر
جمله سازی با منتظر مانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سالهاست که او در آن ایستگاه مترو، منتظر مانده تا شاید روزی دوست قدیمیاش را در میان جمعیت شلوغ شهر دوباره ببیند و با او صحبت کند.
💡 مشتریانی که در صف طولانی بانک منتظر مانده بودند، از طولانی شدن زمان انتظار و کندی روند خدمات بانکی به شدت گلایه و شکایت داشتند.
💡 کودک کوچکی که در مرکز خرید از والدین خود منتظر مانده بود، با چشمانی اشکآلود و مضطرب به هر رهگذری نگاه میکرد تا شاید کمکش کند.