قلم سر کردن
قلم را آماده کردن، تراشیدن یا نوک آن را برای نوشتن/کار کردن تنظیم کردن. در برخی کاربردها به معنی قلم به دست گرفتن و مشغول نوشتن شدن نیز آمده است.
مترادفها
گردن زدن، سر بریدن، اعدام کردن
قلم را آماده کردن، تراشیدن یا نوک آن را برای نوشتن/کار کردن تنظیم کردن. در برخی کاربردها به معنی قلم به دست گرفتن و مشغول نوشتن شدن نیز آمده است.
گردن زدن، سر بریدن، اعدام کردن