بی زبان شدن
به حالتی اشاره دارد که فرد یا موجودی به هر دلیلی توانایی سخن گفتن یا حرف زدن را از دست بدهد. این حالت ممکن است به دلیل اختلال در اعضای صوتی یا بهصورت استعارهای به منظور سکوت و ناتوانی در ابراز نظر به کار رود.
مترادفها
لال شدن، سکوت کردن
متضادها
سخن گفتن، گویا شدن
جمله سازی با بی زبان شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی مدیر شرکت با لحنی بسیار تند و تند از عملکرد ضعیف او انتقاد کرد، او کاملاً بی زبان شد و نتوانست هیچ پاسخی به او بدهد.
💡 از شدت حیرت و تعجب وقتی حقیقت تلخ را شنید، بی زبان شد و فقط توانست با نگاهی پرسشگر به چشمان دوست قدیمیاش خیره بماند.
💡 در مواجهه با آن اتهامات بیاساس و بیمنطق، او بی زبان شد و سکوتش تنها راهی بود که برای حفظ آرامش روانی خود برگزید.