از دست رفته
به معنی چیزی که قبلاً وجود داشته ولی اکنون دیگر موجود نیست یا قابل بازیابی نیست. معمولاً به آنچه که به صورت ناخواسته یا به دلیل شرایطی خاص از دست رفته گفته میشود، مانند زمان از دست رفته یا اشیاء مفقود شده.
مترادفها
گمشده، مفقود
متضادها
به دست آمده، یافت شده
جمله سازی با از دست رفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مدتها به دنبال یافتن آن کلید از دست رفته میگشت، تا شاید بتواند صندوقچه قدیمی مادربزرگش را که پر از خاطرات بود، باز کند.
💡 بسیاری از فرصتهای از دست رفته در دوران جوانی، باعث شد تا او در سالهای پیری به تصمیمات گذشته خود و مسیرهای طی شده فکر کند.
💡 تلاشهای بی وقفه تیم جستجو برای پیدا کردن آن کودک از دست رفته، سرانجام با خبرهای خوشحالکننده و یافتن او در جنگل به پایان رسید.