زحمت نمودن
تلاش کردن، رنج کشیدن، یا برای انجام کاری به خود سختی دادن؛ از تعبیرهای قدیمی و ادبی برای «کوشش کردن» است.
مترادفها
رنج کشیدن، مشقت کشیدن، زحمت دادن
متضادها
آسودن، استراحت کردن، آسایش
جمله سازی با زحمت نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از شما بسیار سپاسگزارم که برای آمادهسازی این گزارش بسیار دقیق و جامع، تا دیر وقت در شرکت ماندید و این همه زحمت نمودن را متحمل شدید.
💡 پدرم همیشه میگفت که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ در زندگی، باید با پشتکار بسیار زیاد و بدون هیچ شکایتی، به سمت اهداف خود زحمت نمودن را آغاز کرد.
💡 ما برای برگزاری این همایش علمی بزرگ، واقعاً باید زحمت نمودن در زمینههای مختلف از جمله هماهنگی با سخنرانان و رزرو سالن را به دقت انجام میدادیم.