ریتم گرفتن
هماهنگ شدن با ضرب، آهنگ یا الگوی منظمِ صدا، حرکت یا رویداد. این تعبیر بیشتر وقتی بهکار میرود که چیزی کمکم نظم پیدا کند و مطابق یک الگوی زمانی پیش برود.
مترادفها
هماهنگ شدن، نظم گرفتن
متضادها
از ریتم خارج شدن
جمله سازی با ریتم گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از چندین هفته تمرین مداوم و تلاش بسیار زیاد، سرانجام نوازنده جوان توانست ریتم گرفتن در قطعه موسیقی پیچیده پیانو را به خوبی انجام دهد.
💡 برای موفقیت در انجام پروژههای بزرگ، بسیار مهم است که تیم کاری بتواند در مراحل اولیه کار، ریتم گرفتن در فرآیند تولید را تجربه کند.
💡 ورزشکاران حرفهای با تمرینات روزانه تلاش میکنند تا در هنگام مسابقات، ریتم گرفتن در حرکات بدن خود را برای جلوگیری از خستگی حفظ کنند.