حلول کردن
یعنی فرارسیدن، وارد شدن، یا نزدیک شدنِ چیزی بهویژه زمان و مناسبت. مثلاً: «با حلول ماه رمضان...»
مترادفها
وارد شدن، پدیدار شدن، فرود آمدن
متضادها
خروج، رفتن، دور شدن
جمله سازی با حلول کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی غروب خورشید فرا رسید، تاریکی مطلق بر کوهستان حکمفرما شد و احساس تنهایی عجیبی در دل مسافران خسته و درمانده حلول کرد.
💡 پس از گذشت سالها از آن اتفاق تلخ، کمکم حس آرامش و صلح دوباره به زندگی آن خانواده کوچک و آسیبدیده حلول کرد.
💡 با نزدیک شدن به فصل زمستان، سرمای استخوانسوز و بادهای شدید ناگهان در تمام مناطق کوهستانی و روستاهای دورافتاده حلول میکند.