برپا سازی

عمل برپا کردن، ایجاد کردن یا نصب کردن چیزی؛ مانند برپاسازی یک سازه یا مراسم.

مترادف‌ها

ایجاد، بنا کردن، تشکیل، راه‌اندازی

متضادها

برچیدن، تخریب کردن، ویران کردن

جمله سازی با برپا سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرآیند برپا سازی یک ستاد مدیریت بحران در هنگام وقوع سیل بسیار پیچیده است و نیاز به هماهنگی دقیق بین تمام سازمان‌های امدادی دارد.

💡 برپا سازی یک نمایشگاه بزرگ هنری در فضای باز شهر، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق از نظر لجستیکی و جذب حمایت‌های مالی از سوی بخش خصوصی است.

💡 تیم مهندسی با استفاده از تجهیزات پیشرفته، شروع به عملیات برپا سازی زیرساخت‌های لازم برای ساخت پل جدید در منطقه کوهستانی و صعب‌العبور کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران