بی مکانی
نداشتن مکان مشخص، جای معین یا وابستگی به محل. در برخی کاربردها به حالتِ خارج از مکان یا بیجایی نیز اشاره دارد.
مترادفها
بیسرپناهی، بیخانمانی
جمله سازی با بی مکانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مفهوم بی مکانی در فلسفه مدرن به وضعیتی اشاره دارد که در آن انسان از وابستگی به مرزهای جغرافیایی و مکانهای ثابت رها میشود.
💡 در دنیای دیجیتال و فضای مجازی، پدیدهای به نام بی مکانی شکل گرفته که باعث شده ارتباطات فراتر از محدودیتهای فیزیکی و جغرافیایی باشد.
💡 او در میان جمعیت انبوه شهر احساس بی مکانی میکرد، گویی هیچ تعلق خاطر و پیوندی با محیط اطراف خود در آن لحظه نداشت.