برو بابا
کنایه از رد کردن، باور نکردن، یا ابراز بیحوصلگی/تعجب؛ در گفتار عامیانه برای پایان دادن به بحث یا بیاعتنایی به گفتهٔ طرف مقابل بهکار میرود.
مترادفها
بیخیال، ول کن
متضادها
بیا، بمان
جمله سازی با برو بابا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی او ادعا کرد که میتواند بدون هیچ تمرینی در مسابقه دو شرکت کند، من با تعجب گفتم: برو بابا، این حرفها اصلا شدنی نیست!
💡 دوست من سعی داشت با داستانهای عجیب و غریب خودش مرا فریب دهد، اما من با خنده به او گفتم که برو بابا، من باور نمیکنم.
💡 پس از شنیدن آن وعدههای توخالی و غیرواقعی، مدیر شرکت با عصبانیت به کارمند خود گفت برو بابا و دیگر اجازه ورود به اتاق را نداد.