مست عشق
بهشدت عاشق و از خود بیخود از عشق؛ در زبان ادبی، یعنی کسی که عشق او را چنان فراگرفته که عقل و آرامش خود را از دست داده است.
مترادفها
شیدا، دیوانه، عاشق، دلداده، شوریده
متضادها
هوشیار
جمله سازی با مست عشق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در اشعار قدیمی خود، تصویری از عاشقانی را ترسیم میکرد که مست عشق بودند و از تمام مسائل مادی و دنیای مادیات کاملاً بیخبر بودند.
💡 در آن شبهای بسیار زیبا و آرام، شاعر با کلمات زیبای خود سعی داشت حالتی از مست عشق بودن را برای شنوندگان در فضای داستان ایجاد کند.
💡 وقتی داستانهای عاشقانه کلاسیک را میخوانیم، گویی قهرمانان داستان در دنیایی متفاوت و مست عشق، به دنبال رسیدن به معنای واقعی محبت، وفاداری و عشق هستند.