یکی از روشهای فرار از انجام کارهایی که فرد به آنها علاقهای ندارد، در اصطلاح عامیانه پیچوندن نامیده میشود. این واژه که در بین جوانان رایج است، در واقع به عملی اشاره دارد که مختص به گروه سنی خاصی نیست و افراد در هر سنی به نوعی از این روش برای شانه خالی کردن از مسئولیتها استفاده میکنند. پیچوندن به این معناست که در هر موقعیت و سنی که باشیم، وقتی کسی از ما خواسته میشود که کاری را انجام دهیم و ما تمایلی به انجام آن نداریم، روشی را به کار میگیریم تا آن شخص از انجام کار توسط ما ناامید شود و خود به انجام آن بپردازد یا آن را به فرد دیگری واگذار کند. بسیاری از ما در فریب دادن دیگران به اندازه یک استاد تجربه داریم و تا کنون روشهای مختلفی را امتحان کردهایم که بسیاری از آنها نیز مؤثر بودهاند. این رفتار بیشتر در دوران نوجوانی و جوانی مشاهده میشود، زمانی که جوانان برای دستیابی به اهداف خود و فرار از مسئولیتهایی که والدین بر عهدهشان میگذارند، معمولاً تلاش میکنند تا آنها را فریب دهند. به همین دلیل، اگر کسی کمی تأمل کند، میتواند به یاد بیاورد که در گذشته نیز چنین کارهایی انجام داده و حتی اکنون نیز در روابط با خانواده و همکاران از این شیوهها استفاده میکند. حال که ما در فریب دادن دیگران مهارت داریم و بارها این کار را انجام دادهایم، از نخریدن نان و پیچاندن مدرسه و همکاران گرفته تا فرار از برخی مسائل مذهبی و... بیایید این روشها و الگوهای فریب را بررسی کنیم و ببینیم کدام یک از آنها میتواند در فریب دادن شیطان و نفس اماره به کار رود. به عبارت دیگر، اگر از هر یک از ما خواسته شود که روشهایی را که برای فریب دیگران به کار بردهایم، بنویسیم، احتمالاً فهرستی طولانی از این روشها به دست خواهیم آورد. حال که این روشها برای فریب دیگران وجود دارد، چرا از آنها برای فریب دادن و نادیده گرفتن حرفهای شیطان استفاده نکنیم؟