واژه گنجله در زبان فارسی به معنای مچاله کردن است و به عمل فشردن یا جمع کردن چیزی به طوری که شکل اصلی آن تغییر کند، اشاره دارد.
به عنوان مثال، در کتاب مجموعه داستانهای «سه قطره خون» اثر صادق هدایت، جملهای وجود دارد که میگوید: سپس وصیتنامهٔ بهرام را برداشته گنجله کرد و در بخاری انداخت که گر زد و خاکستر شد.
در این جمله، گنجله کردن به معنای مچاله کردن وصیتنامه است.