لغت نامه دهخدا
واحزن. [ ح َ زَ ] ( ع صوت مرکب ) ( از: «وا» ندبه + منادای مندوب ) لفظی است که هنگام اندوه آرند. از اصوات افسوس و اندوه است:
پیش چنین تحفه کو تمیمه عقل است
واحزن از جان بوتمام برآمد.خاقانی.رجوع به واحزنا شود.
واحزن. [ ح َ زَ ] ( ع صوت مرکب ) ( از: «وا» ندبه + منادای مندوب ) لفظی است که هنگام اندوه آرند. از اصوات افسوس و اندوه است:
پیش چنین تحفه کو تمیمه عقل است
واحزن از جان بوتمام برآمد.خاقانی.رجوع به واحزنا شود.
در حال اندوه می گویند، افسوس.