تشام

لغت نامه دهخدا

تشام.[ ت َ م م ] ( ع مص ) یکدیگر را بوییدن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( ناظم الاطباء ): الارواح تتشام کما تتشام الخیل. ( اقرب الموارد ). و رجوع به تشامم و تشمیم شود. || در نظر حریف آمدن. ( ناظم الاطباء ). این معنی در متن دیگر دیده نشد.

فرهنگ فارسی

یکدیگر را بوییدن در نظر حریف آمدن

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز