کرح

لغت نامه دهخدا

کرح. [ ک ِ ] ( ع اِ ) خانه پارسای ترسایان. ج، اَکراح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). خانه راهب. ج، اَکراح. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خانه پارسای ترسایان جمع اکراح. خانه راهب