کارتابل
مترادفها
پوشه، کیف مدارک
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) پوشة مخصوصی که نامه ها و پرونده های جاری را برای صدور دستور در آن قرار می دهند، کارپوشه. (فره ).
ویکی واژه
پوشة مخصوصی که نامهها و پروندههای جاری را برای صدور دستور در آن قرار میدهند، کارپوشه. (فره)
جمله سازی با کارتابل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر شرکت همواره کارتابل چرمی خود را که حاوی اسناد مهم و قراردادهای جاری است، در جلسات رسمی و مهم شرکت به همراه دارد
💡 پس از اتمام جلسه پرمشغله، او کارتابل خود را بست و با سرعت به سمت پارکینگ حرکت کرد تا به قرار بعدی برسد
💡 قرار دادن مدارک مرتب در داخل کارتابل، به سازماندهی بهتر امور اداری و جلوگیری از گم شدن اوراق مهم در محیط کار کمک میکند