نیازه
مترادفها
نیاز، احتیاج
لغت نامه دهخدا
نیازه. [ زَ ] ( اِخ ) نام قریه ای است میان کش و نسف؛ و نسبت بدان نیازکی باشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
نام قریه ای است میان کش و نسف و نسبت بدان نیازکی باشد ٠
نیاز، احتیاج
نیازه. [ زَ ] ( اِخ ) نام قریه ای است میان کش و نسف؛ و نسبت بدان نیازکی باشد. ( یادداشت مؤلف ).
نام قریه ای است میان کش و نسف و نسبت بدان نیازکی باشد ٠