قسران
مترادفها
اجبار، ناچاری، اکراه، تحکم
متضادها
اختیار، رضایت
لغت نامه دهخدا
قسران. [ ] ( ترکی، اِ ) رماک است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسراق شود.
فرهنگ فارسی
رماک است
اجبار، ناچاری، اکراه، تحکم
اختیار، رضایت
قسران. [ ] ( ترکی، اِ ) رماک است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسراق شود.
رماک است