فرخشان
مترادفها
درخشان، تابان، روشن
متضادها
تاریک، تیره، خاموش، بیفروغ
لغت نامه دهخدا
فرخشان. [ ف َ رَ ] ( اِخ ) از قرای بخاراست. ( سمعانی ). فرخشا. رجوع به فرخشا شود.
درخشان، تابان، روشن
تاریک، تیره، خاموش، بیفروغ
فرخشان. [ ف َ رَ ] ( اِخ ) از قرای بخاراست. ( سمعانی ). فرخشا. رجوع به فرخشا شود.