سفاسق
مترادفها
گناهکاران، فاسقان، بدکاران
متضادها
صالحین، پارسا، متقی
لغت نامه دهخدا
سفاسق. [ س َ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سفسقة. رجوع به سفسقه شود.
سفاسق. [ س ُ س ِ ] ( ع ص ) دراز و کشیده از هر چیزی. ( منتهی الارب ).
گناهکاران، فاسقان، بدکاران
صالحین، پارسا، متقی
سفاسق. [ س َ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سفسقة. رجوع به سفسقه شود.
سفاسق. [ س ُ س ِ ] ( ع ص ) دراز و کشیده از هر چیزی. ( منتهی الارب ).