جانربا

لغت نامه دهخدا

جانربا. [ رُ ] ( نف مرکب ) جان ربای. رباینده جان. گیرنده جان. چیزی یا کسی که جان را بخود جذب کند:
میان نرگسستان در سرشک جان ربا دارد
سرشک جان ربادیدی میان نرگسستانا.منجیک.چو باد دمان از پیش سوخرای
همی تاخت با نیزه جان ربای.فردوسی.گر سایه همای برافتد بدشمنانت
چون خجلت عقاب اجل باد جانربای.سوزنی.صولت جانربای او بربود
گوی دولت ز صولجان ملوک.خاقانی.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز