بیاستو
لغت نامه دهخدا
بیاستو. ( اِ ) رجوع به پیاستو شود.
فرهنگ معین
(بَ تُ ) ( اِ. )۱ - خمیازه. ۲ - بوی دهان.
فرهنگ عمید
۱. دهان دره، خمیازه.
۲. بوی دهان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خمیازه. ۲ - بوی دهان گند دهان.
ویکی واژه
خمیازه.
بوی دهان.
بیاستو. ( اِ ) رجوع به پیاستو شود.
(بَ تُ ) ( اِ. )۱ - خمیازه. ۲ - بوی دهان.
۱. دهان دره، خمیازه.
۲. بوی دهان.
( اسم ) ۱ - خمیازه. ۲ - بوی دهان گند دهان.
خمیازه.
بوی دهان.