بردراندن

لغت نامه دهخدا

بردراندن. [ ب َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) دراندن:
زهره دشمنان بروز نبرد
بردرانی چو شیر سینه رنگ.فرخی.بردران ای دل تو ایشان را مایست
پوستشان برکن کشان جز پوست نیست.مولوی.رجوع به دراندن شود.

دهاتی یعنی چه؟
دهاتی یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز