نا پزائی
مترادفها
بیمهارتی، بیسلیقگی
لغت نامه دهخدا
ناپزائی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) ناپزا بودن. دیرپز بودن. مقابل پزائی.
فرهنگ فارسی
ناپز بودن دیر پز بودن.
بیمهارتی، بیسلیقگی
ناپزائی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) ناپزا بودن. دیرپز بودن. مقابل پزائی.
ناپز بودن دیر پز بودن.