انجاص
لغت نامه دهخدا
انجاص. [ اِ ] ( ع اِ ) اجاص و آلو. ( ناظم الاطباء ). آلو. ( مهذب الاسماء ). || گلابی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به اجاص شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گلابی
جمله سازی با انجاص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماهیگیران در سواحل جنوبی همیشه سعی میکنند ماهیهای تازه و خوشطعم مانند انجاص را برای مشتریان خود در بازار تهیه کنند.
💡 در برخی از مناطق ساحلی، پخت ماهی انجاص با ادویههای محلی یکی از محبوبترین و سنتیترین روشهای تهیه غذا محسوب میشود.
💡 قیمت ماهی انجاص در فصلهای خاصی از سال به دلیل کمبود صید، در بازارهای ماهیفروشی به طور قابل توجهی افزایش مییابد.