اصالی
مترادفها
اصلی، اساسی، بنیادین، پایه
متضادها
عرضی، فرعی
لغت نامه دهخدا
اصالی. [ اَ لی ی ] ( ع ص نسبی ) علم اصالی؛ هر علمی که خود مقصود لذاته باشد، مانند علم فلسفه. در مقابل علم آلی.
اصلی، اساسی، بنیادین، پایه
عرضی، فرعی
اصالی. [ اَ لی ی ] ( ع ص نسبی ) علم اصالی؛ هر علمی که خود مقصود لذاته باشد، مانند علم فلسفه. در مقابل علم آلی.