مرصوع
مترادفها
مرصع، نگینکاری شده، جواهرآرا شده
متضادها
ساده
لغت نامه دهخدا
مرصوع. [ م َ ] ( ع ص ) به معنی مُرصّع. ( غیاث ) ( آنندراج ). ولی در عربی فعل رصع ( مجرد ) بدین معنی نیامده است.
مرصع، نگینکاری شده، جواهرآرا شده
ساده
مرصوع. [ م َ ] ( ع ص ) به معنی مُرصّع. ( غیاث ) ( آنندراج ). ولی در عربی فعل رصع ( مجرد ) بدین معنی نیامده است.