راست واایستاده
مترادفها
عمود، ایستاده، مستقیم
متضادها
کج، خمیده، خوابیده
لغت نامه دهخدا
راست واایستاده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مستقیم ایستاده. که راست ایستد سرپا: مقتن؛ راست واایستاده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مستقیم ایستاده. که راست ایستد سر پا.