تارانتوم تصویر معنی تارانتوم مترادفها عنکبوت بزرگ لغت نامه دهخدا تارانتوم. ( اِخ ) تارانت. رجوع به تارانت و تارنته شود. فرهنگ فارسی تارانت. کلمات مرتبط طوثرن لاطن ترتولیانوس