برخفچی

لغت نامه دهخدا

برخفچی. [ ب َ خ َ ] ( حامص ) درشتی و ستیزه کاری. ( برهان ).درشتی و ستیزه کاری و سختی و منازعه. ( ناظم الاطباء ).ستنبه گری و ستیزه کاری. ( شرفنامه منیری ). || رشک و حسد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برخفج شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران