بازجنبیدن

لغت نامه دهخدا

بازجنبیدن. [ جُم ْ دَ ] ( مص مرکب ) جنبش کردن. برخاستن. بحرکت درآمدن:
عهد و میثاق باز تازه کنیم
از سحرگاه تا بوقت نماز.
باز پدواز خویش بازشویم
چون دده بازجنبد از پدواز.آغاجی.رجوع به جنبیدن شود.

یما یعنی چه؟
یما یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز