مبلیه
مترادفها
بلایا، مصیبت، گرفتاری
متضادها
نعمت، آسایش
لغت نامه دهخدا
( مبلیة ) مبلیة. [ م َ لی ی َ ] ( ع ص، اِ ) ماده شتر بسته شده سر گور صاحبش. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
بلایا، مصیبت، گرفتاری
نعمت، آسایش
( مبلیة ) مبلیة. [ م َ لی ی َ ] ( ع ص، اِ ) ماده شتر بسته شده سر گور صاحبش. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).