صنعبر
مترادفها
عنبر، عطر
لغت نامه دهخدا
صنعبر.[ ص َ ن َ ب َ ] ( ع اِ ) درختی است مانا بکنار، نون زائد است. ( منتهی الارب ). شجر کالسدر. ( اقرب الموارد ).
عنبر، عطر
صنعبر.[ ص َ ن َ ب َ ] ( ع اِ ) درختی است مانا بکنار، نون زائد است. ( منتهی الارب ). شجر کالسدر. ( اقرب الموارد ).