شنتم
مترادفها
سرزنش کردم، توبیخ کردم
لغت نامه دهخدا
شنتم. [ ش َ ت َ ] ( اِخ ) ابوعاصم یا ابوسعید سهمی. صحابی است ( یا آن شنیم به یای حطی است ). ( از منتهی الارب ).
سرزنش کردم، توبیخ کردم
شنتم. [ ش َ ت َ ] ( اِخ ) ابوعاصم یا ابوسعید سهمی. صحابی است ( یا آن شنیم به یای حطی است ). ( از منتهی الارب ).