اقراط
مترادفها
گوشواره
لغت نامه دهخدا
اقراط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قُرط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بمعنی گوشواره. رجوع به قرط شود.
جمله سازی با اقراط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن زن بسیار زیبا برای تکمیل استایل خاص خود در مهمانی امشب، یک جفت اقراط الماس بسیار درخشان و گرانقیمت را به گوشهای خود آویزان کرد.
💡 در صنعت جواهرسازی مدرن، طراحی انواع مختلف اقراط با استفاده از فلزات قیمتی مانند طلا و نقره به همراه سنگهای درخشان، بسیار مورد توجه مشتریان است.
💡 مادربزرگ من همیشه یک جفت اقراط قدیمی و بسیار عتیقه داشت که به عنوان یکی از ارزشمندترین میراثهای خانوادگی ما در طول سالها حفظ شده بود.