لغت نامه دهخدا
چارضرب زدن. [ ض َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ریش وبروت و دو ابرو تراشیدن. ( آنندراج ). || آئین قلندران نامقید است، گویند فلانی چارضرب زده است. ( آنندراج ). و رجوع به چهارضرب زدن شود.
چارضرب زدن. [ ض َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ریش وبروت و دو ابرو تراشیدن. ( آنندراج ). || آئین قلندران نامقید است، گویند فلانی چارضرب زده است. ( آنندراج ). و رجوع به چهارضرب زدن شود.
کنایه از ریش و بروت و ابرو تراشیدن. یا آئین قلندران نامقید است گویند فلانی چار ضرب زده است.