انجوختن تصویر معنی انجوختن مترادفها سوزاندن، افروختن، روشن کردن متضادها خاموش کردن لغت نامه دهخدا انجوختن. [ اَ ت َ ] ( مص ) برهم کشیدن و ترنجیدن روی و اندام. || اندوختن. || ورزیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انجختن و انجوخیدن و انجوغیدن و انجوخ شود. کلمات مرتبط بیندوختن تزیدن بیفراختن گزارش محتوای نامناسب