لغت نامه دهخدا
اجذاء. [ اِ ] ( ع مص ) استادن. راست ایستادن. برجای ایستاده شدن: مثل الاُرزة المجذیة علی الأرض؛ ای الثابتة. ( منتهی الارب ). || اجذاء حجر؛ ایستاده کردن و پیش افکندن سنگ را. || اجذاء فصیل؛ پیه ناک گردیدن کوهان شتربچه. || بازداشتن. ( منتهی الارب ). مثل || سنگ برداشتن.