لغت نامه دهخدا
جلنجوجه. [ ج َ ل َ ج َ ] ( سریانی، اِ ) پودنه صحرایی را گویند جاویدن آن بوی سیر از دهان ببرد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
جلنجوجه. [ ج َ ل َ ج َ ] ( سریانی، اِ ) پودنه صحرایی را گویند جاویدن آن بوی سیر از دهان ببرد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) پودین. بری فوتنج بری.