یمین خوردن

مترادف‌ها

سوگند یاد کردن، قسم خوردن

متضادها

زیر قسم زدن، انکار کردن

لغت نامه دهخدا

یمین خوردن. [ی َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) قسم خوردن. سوگند خوردن. سوگند یاد کردن. ( یادداشت مؤلف ):
گیتی همه به ملکت او را کند شرف
دولت همه به جان و سر او را خورد یمین.فرخی.نیستی آگاه به حق خدای
بیهده دانی که نخوردم یمین.ناصرخسرو.- یمین مغلظه خوردن؛ سوگند غلاظ و شداد خوردن: سه ماه است که در حدود شپورغان با غازان یمین مغلظه به حلال و حرام خورده ام که من بعد تا جان در تن بود با اوبه هیچ وجه خلاف نکنم. ( تاریخ غازانی ص 73 ). و رجوع به مغلظ و مغلظه شود.

فرهنگ فارسی

قسم خوردن سوگند خوردن

جمله سازی با یمین خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاهد عینی در دادگاه پس از اینکه با اطمینان کامل به یمین خوردن شروع کرد، توانست حقیقت پنهان شده در پرونده را برای همه روشن و آشکار سازد.

💡 او چنان تحت فشار روانی شدیدی قرار گرفت که برای اثبات بی‌گناهی خود، مدام در برابر دوستانش شروع به یمین خوردن و قسم خوردن‌های مکرر کرد.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، یمین خوردن به عنوان یک ابزار مهم برای تأیید صداقت در کلام، همواره با حساسیت‌ها و ملاحظات اخلاقی و مذهبی بسیار زیادی همراه بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران