گوارش عود

لغت نامه دهخدا

گوارش عود. [ گ ُ رِ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بگیرند سنبل و تخم کرفس و انیسون و مصطکی از هر یکی یک مثقال، عود هندی خام سه مثقال، قرنفل و هلیله کابلی از هر یکی دو مثقال و نیم، قرفه و سک از هر یکی دو مثقال، گوزبوا یک مثقال و نیم، مرماخور سه مثقال، گل سرخ و قصب الذریره از هر یکی دو مثقال همه را به می بسرشند. شربت سه مثقال. ( ذخیره خوارزمشاهی ). نسختی دیگر: کهربا، گل سرخ، تباشیر از هر یکی پنج درمسنگ، عود خام چهار درمسنگ، مصطکی و تخم کرفس و مرماخور و سک هر یکی دو درمسنگ، مشک دانگی، همه را بکوبند و به می به و شراب سیب نیمانیم بسرشند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و رجوع به تذکره ضریر انطاکی ج 1 ص 114 شود:
چون دعا ختم کرد برد سجود
برگشاد از شکر گوارش عود.نظامی ( هفت پیکر ص 147 ).

فرهنگ فارسی

بگیرند سنبل و تخم کرفس و انیسون و مصطکی از هر یکی یک مثقال عود هندی خام سه مثقال قرنفل و هلیل. کابلی از هر یکی دو مثقال و نیم قرفه وسک از هر یکی دو مثقال گوزبوا یک مثقال و نیم مرماخور سه مثقال گل سرخ و قصب الذریره از هر یکی دو مثقال همه را به می بسر شند.