ده دله

لغت نامه دهخدا

ده دله. [ دَه ْ دِ ل َ ] ( ص نسبی ) کنایه است از بیوفا و هرجایی و کسی که هر دم دل به دیگری دهد و او را بوالهوس خوانند. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). کنایه از متلون مزاج است. ( آنندراج ). بلهوس. ( غیاث ): ای ده دله صددله دل یکدله کن. || متردد و پریشان خاطر. ( غیاث ). || آنکه هر لحظه به اعتقادی و کیشی باشد. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). || کنایه از مردم دلیر و شجاع است. ( از آنندراج ) ( از غیاث ). شجاع و دلیر و دلاور. ( ناظم الاطباء ). بغایت دلیر. ( شرفنامه منیری ). شجاع و دلیر یعنی کسی که دل او به قدر ده تن باشد. ( انجمن آرا ).

فرهنگ عمید

کسی که هردم دل به دیگری دهد، بی وفا، بلهوس: شرح این بگذارم و گیرم گله / از جفای آن نگار ده دله (مولوی: ۱۰۷ ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - کسی که هر دم دل بکسی دهد بلهوس. ۲ - بیوفا. ۳ - آنکه هر روز باعتقادی و کیشی باشد. ۴ - شجاع دلیر.

جمله سازی با ده دله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک نچه به صد رنگ‌گل‌افشان خیال ست یکتایی او اینقدرم ده دله دارد

💡 یکسره دل خون شود ز دیده بریزد به که گرفتار یار ده دله باشد

💡 او یار وفا نبود و از یار ببرد آن ده دله را محرم اسرار مدارید

💡 که زیر نه فلک ده دله بصد اخلاص امیدوار بجان بنده تو محمودست

💡 ای نه دله ی ده دله هر ده یله کن صراف وجود باش و خود را چله کن

💡 خود دل آمد آن نگار ده دله خود ز بی دلها دل آن دلبر ربود

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز